برگرفته از کتاب تالیف دکتر وحید نوبهار جایگاه رسانههای تخصصی بیمهای در معماری حکمرانی مالی معاصر، افزون بر کارکرد سنتی اطلاعرسانی پیدا کردهاند و بهتدریج به یکی از مؤلفههای کلیدی در زنجیره انتقال معنا میان سیاستگذار بیمهای، نهاد ناظر، شرکتهای بیمه گر و جامعه تبدیل شدهاند. سیاستها و مقررات بیمهای به دلیل اتکای بالا […]
برگرفته از کتاب
تالیف دکتر وحید نوبهار
جایگاه رسانههای تخصصی بیمهای در معماری حکمرانی مالی معاصر، افزون بر کارکرد سنتی اطلاعرسانی پیدا کردهاند و بهتدریج به یکی از مؤلفههای کلیدی در زنجیره انتقال معنا میان سیاستگذار بیمهای، نهاد ناظر، شرکتهای بیمه گر و جامعه تبدیل شدهاند. سیاستها و مقررات بیمهای به دلیل اتکای بالا بر مفاهیم فنی، ملاحظات حقوقی و الزامات بیم سنجنی اغلب با زبان تخصصی و غیرقابلدسترس برای عموم مردم تدوین میشوند، رسانههای تخصصی بیمه بهعنوان نهاد واسط (intermediary institution) ایفای نقش میکنند که توان ترجمه، تفسیر و بازتولید سیاستها را در قالب قابل فهم برای ذینفعان اجتماعی دارد. این نقش واسط علاوه بر انتقال اطلاعات، فرآیند ادراکسازی اجتماعی یا تولید معنا (meaning-making) و مفهوم سازی (sensemaking) را رقم میزند که برای موفقیت هر سیاست بیمه گری نقش تعیینکننده ای دارد. سیاستگذار بیمهای اعم از بیمه مرکزی بهعنوان نهاد ناظر یا سایر نهادهای بالادستی در فرآیند تدوین سیاست ناگزیر از بهکارگیری مفاهیمی همچون حاشیه توانگری مالی، نظارت مبتنی بر ریسک، کفایت سرمایه و نسبت خسارتاست که بدون تبیین رسانهای دقیق در فضای عمومی به گزارههایانتزاعی و گاهی محل سوءبرداشت تبدیل میشوند. رسانههای تخصصی بیمه با اتکا به دانش حرفهای، تجربه میدانی و دسترسی به منابع معتبر، این مفاهیم را در بستر تحلیلی و زمینهمند بازنمایی میکنند و مانع از آن میشوند که سیاستهای بیمهای در ذهن جامعه به مجموعهای از مقررات مبهم و غیرقابل اقناع تقلیل یابند. لذا رسانه تخصصی به منزله تریبون سیاستگذار نیست و یک کنشگر فعال در چرخه حکمرانی بیمهای تلقی میشود.
اگر به دقت به چندسال اخیر نگریسته شود، واضح و مبرهن است که برخی از رسانهها و پایگاههای تخصصی بیمهای کشور همچون بیمه۲۴، ریسکنیوز، باشگاه بیمهگران و … با تمرکز بر تولید محتوای تحلیلی، تفسیری و آموزشی نقش ملموسی در تقویت کارکرد واسط رسانهای میان سیاستگذار بیمهای و جامعه ایفا کردهاند. رسالت رسانههای تخصصی بیمه با عبور از سطح خبررسانی صرف و حرکت بهسوی تولید تحلیلهای سیاستمحور، گفتوگوهای تخصصی، پروندههای موضوعی و گزارشهای مبتنی بر داده بر این باور باید باشد که بتوانند مفاهیم پیچیده همچون اصلاحات نظارتی، تحولات مقرراتی، چالشهای توانگری مالی و پیامدهای اجتماعی تصمیمات بیمهای را به زبانی قابل فهم برای فعالان صنعت و مخاطبان آگاه بازنمایی کنند. این روش و دیدگاهضمن تقویت گفتمان حرفهای بیمه در فضای عمومی جامعه به شکلگیری ادراک دقیقتر از نقش بیمه در اقتصاد و زندگی اجتماعی کمک کرده و این رسانهها را به بازیگران اثرگذار در توسعه تدریجی فرهنگ بیمهای و ارتقای دانش بیمهای جامعه تبدیل کرده است.
نیز باید تاکید کرد که در این میان نقش روابط عمومی بیمه مرکزی و همچنین پژوهشکده بیمه در تکمیل این زنجیره واسط اهمیت ویژهای دارد. روابط عمومی بیمه مرکزی بهعنوان بازوی ارتباطی نهاد ناظر میتواند با تعامل حرفهای و مستمر با رسانههای تخصصی بیمه زمینه تبیین دقیق سیاستها، مقررات و اصلاحات نظارتی را فراهم آورد و از تبدیل پیامهای رسمی به اطلاعیههای خشک و غیرموثر جلوگیری کند. از آن سو پژوهشکده بیمه با تولید دانش تخصصی، مطالعات تطبیقی و تحلیلهای سیاستی منبع معتبر برای تغذیه محتوایی رسانههای تخصصی بیمه محسوب میشود و میتواند پیوند میان دانش سیاستی (policy knowledge) و گفتمان عمومی (public discourse) را تقویت نماید که این همافزایی نهادینقش کلیدی در توسعه پایدار فرهنگ بیمهای ایفا میکند. از زاویه دیگر کارکرد واسط رسانههای تخصصی بیمه هنگامی برجستهتر میشود که میان اهداف کلان سیاستگذار و انتظارات زیسته جامعه شکاف ادراکی وجود دارد. سیاستهایی که با هدف افزایش ضریب نفوذ بیمه، کنترل ریسکهای سیستماتیک یا تقویت پایداری مالی صنعت تدوین میشوند، در صورت فقدان روایت رسانهای مناسب، ممکن است از سوی جامعه بهعنوان تحمیل هزینه، محدودیت انتخاب یا نشانهای از ناکارآمدی نهادی تفسیر شوند. رسانههای تخصصی بیمه با تولید روایتهای سیاستی(policy narratives) مبتنی بر داده، تجربه و تحلیل تطبیقی این امکان را فراهم میکنند که سیاستها در قالب منافع عمومی، امنیت اقتصادی و تابآوری اجتماعی بازتعریف شوند و از این مسیر به پذیرش اجتماعی سیاستهای بیمهای مساعدت شود.
همچنین نقش واسط رسانههای تخصصی بیمه در شکلگیری حلقه بازخورد یا چرخه بازخورد سیاستی (feedback loop) میان جامعه و سیاستگذار نمود مییابد.
رسانههای حرفهای با رصد واکنشهای اجتماعی، الگوهای رفتاری بیمهگذاران، شکایات، انتقادات و تجربههای عملی، تصویری واقعگرایانه از پیامدهای سیاستها در سطح خُرد ارائه میدهند. بازتاب تحلیلی این دادهها این امکان را به سیاستگذار میدهد که اصلاح مقررات، بازنگری دستورالعملها و بهبود ابزارهای اجرایی را بر پایه شواهد انجام دهد. لذا رسانه تخصصی بیمه به یک سکوی گفتوگوی سیاستی (policy dialogue platform) تبدیل میشود که ارتباطی دوطرفه و پویا میان نهاد ناظر و جامعه برقرار میسازد. حتی باید گفت در شرایط بحرانی همچون تأخیر در پرداخت خسارتهای گسترده، بروز ناترازی مالی در شرکتهای بیمه گر یا تغییرات ناگهانی مقرراتی، نقش واسط رسانههای تخصصی بیمه اهمیت مضاعف پیدا میکند. فقدان تبیین حرفهای در چنین موقعیتهایی میتواند به فرسایش اعتماد (erosion of trust) منجر شود. اینجاست که رسانههای تخصصی بیمه با ارائه کاوش های مبتنی بر واقعیتهای فنی، چارچوبهای حقوقی و الزامات نظارتی مانع از شکلگیری روایتهای هیجانی و غیرواقعی میشوند و بستری برای درک متقابل میان سیاستگذار، شرکتهای بیمه گر و افکار همگانی فراهم میآورند. این کارکرد را می توان بخشی از مسوولیت اجتماعی رسانههای بیمهای در حفظ ثبات روانی بازار و اعتماد نهادی بهشمار آورد.
همچنین باید اشاره کرد که رسانههای تخصصی بیمه نقش مؤثری در همگانی سازی دانش بیمهای ایفا میکنند. انتقال مفاهیم پیچیدهای همچون ساز و کارهای اتکایی، آزمونهای استرس یا ارزیابی داخلی ریسک و توانگری به زبان تحلیلی اما قابل فهم موجب میشود جامعه از جایگاه مصرفکننده منفعل به کنشگر آگاه ارتقا یابد. این ارتقا زمینه شکلگیری مطالبهگری عقلانی، افزایش شفافیت و در نهایت بهبود کیفیت سیاستگذاری بیمهای را فراهم میکند که بدون نقشآفرینی همزمان رسانههای تخصصی، روابط عمومی نهاد ناظر و تولید دانش در پژوهشکده بیمه، تحقق آن دشوار خواهد بود.
باید تاکید شود که رسانههای تخصصی بیمه با ایفای نقش واسط تحلیلی، تفسیری و تعاملی قادرند فاصله میان زبان سیاستگذار و تجربه زیسته جامعه را کاهش دهند. این رسانهها در تعامل با روابط عمومی نهادهای ناظر و پژوهشی سیاستهای بیمهای را به روایتهای قابل فهم و اقناعکننده تبدیل میکنند، مجاری بازخورد مؤثر میسازند و اعتماد نهادی را تقویت مینمایند. التفات جدی به این نقش به معنای بکارگیری یکی از مهمترین ابزارهای حکمرانی نرم (soft governance) در نظام بیمهای کشور است که می تواند دقیقترین سیاستهای بیمه ای را درسطح جامعه به اثربخشی مطلوب برساند.