سه شنبه, ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ / بعد از ظهر / | 2026-09-08
کد خبر: 6678 |
تاریخ انتشار : 08 سپتامبر 2026 - 15:28 | ارسال توسط :
ارسال به دوستان
پ

برنامه هفتم پیشرفت برای اقتصاد ایران، هدف رشد اقتصادی متوسط سالانه هشت درصد را تعیین کرده و در کنار آن، رشد ۲.۸‌درصدی بهره‌وری کل عوامل تولید و سهم ۳۵‌درصدی بهره‌وری در رشد اقتصادی را در نظر گرفته است. اما پشت این اعداد یک پرسش اساسی وجود دارد که شاید از خود هدف مهم‌تر باشد؛ این […]

برنامه هفتم پیشرفت برای اقتصاد ایران، هدف رشد اقتصادی متوسط سالانه هشت درصد را تعیین کرده و در کنار آن، رشد ۲.۸‌درصدی بهره‌وری کل عوامل تولید و سهم ۳۵‌درصدی بهره‌وری در رشد اقتصادی را در نظر گرفته است. اما پشت این اعداد یک پرسش اساسی وجود دارد که شاید از خود هدف مهم‌تر باشد؛ این رشد بر چه پایه‌ای ایجاد خواهد شد؟ پاسخ معمول، سرمایه‌گذاری، منابع مالی، فناوری، نیروی کار و افزایش ظرفیت تولید است.

حمید کردبچه-صاحب‌نظر حوزه اقتصاد دیجیتال: برنامه هفتم پیشرفت برای اقتصاد ایران، هدف رشد اقتصادی متوسط سالانه هشت درصد را تعیین کرده و در کنار آن، رشد ۲.۸‌درصدی بهره‌وری کل عوامل تولید و سهم ۳۵‌درصدی بهره‌وری در رشد اقتصادی را در نظر گرفته است. اما پشت این اعداد یک پرسش اساسی وجود دارد که شاید از خود هدف مهم‌تر باشد؛ این رشد بر چه پایه‌ای ایجاد خواهد شد؟ پاسخ معمول، سرمایه‌گذاری، منابع مالی، فناوری، نیروی کار و افزایش ظرفیت تولید است. اما اگر به عقب برگردیم، همه این عوامل در نهایت به یک نقطه می‌رسند: انسان. هیچ فناوری‌ای بدون انسان به کار نمی‌افتد، هیچ سرمایه‌ای بدون تصمیم و مهارت انسانی به ارزش تبدیل نمی‌شود و هیچ نوآوری‌ای بدون جامعه‌ای که توان یادگیری و پذیرش تغییر داشته باشد، به رشد پایدار منجر نخواهد شد. بنابراین مسئله اصلی اقتصاد ایران فقط کمبود سرمایه نیست؛ مسئله مهم‌تر، ظرفیت اقتصاد برای خلق ارزش جدید است. این همان جایی است که در نوبل اقتصاد ۲۰۲۵ معنا پیدا کرد. جوئل موکیر، فیلیپ آگیون و پیتر هاویت در پژوهش‌های خود نشان دادند رشد پایدار صرفا حاصل انباشت منابع نیست، بلکه به توانایی اقتصاد برای ایجاد و جذب نوآوری و جایگزین‌کردن روش‌ها و فناوری‌های کم‌بازده با روش‌های کارآمدتر وابسته است. مفهوم «تخریب خلاق» نیز به همین واقعیت اشاره دارد که اقتصاد برای پیشرفت، ناگزیر است بخشی از ساختارهای قدیمی خود را کنار بگذارد و برای فعالیت‌های جدید جا باز کند. در این نگاه، نوآوری اتفاقی نیست که یک روز وارد اقتصاد شود و همه چیز را تغییر دهد؛ جامعه باید ظرفیت تولید، پذیرش و استفاده از آن را داشته باشد. اما چه چیزی این ظرفیت را می‌سازد؟ پیش از هر چیز، انسان سالم و توانمند. سلامت را معمولا در قالب هزینه‌های درمان، دارو، بیمارستان و بیمه می‌بینیم، در حالی که بخش مهمی از ارزش اقتصادی سلامت در جایی دیگر ایجاد می‌شود: در سال‌هایی که یک انسان سالم می‌تواند یاد بگیرد، کار کند، خلاق باشد و در اقتصاد مشارکت کند. وقتی بیماری مزمن موجب کاهش توان کاری فرد می‌شود، وقتی غیبت از کار افزایش می‌یابد یا فرد زودتر از بازار کار خارج می‌شود، اقتصاد فقط با هزینه درمان مواجه نیست؛ بخشی از ظرفیت تولید خود را از دست می‌دهد. حتی سرمایه‌ای که سال‌ها برای آموزش و مهارت همان فرد صرف شده است، دیگر بازده مورد انتظار خود را ایجاد نمی‌کند. از این زاویه، سلامت دیگر فقط یک موضوع اجتماعی نیست؛ بخشی از زیرساخت رشد اقتصادی است. این نگاه در شرایط جمعیتی ایران اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اقتصادی که در سال‌های آینده با کاهش رشد جمعیت و افزایش سهم سالمندان مواجه خواهد بود، نمی‌تواند رشد خود را فقط بر افزایش تعداد نیروی کار بنا کند. وقتی تعداد نیروی انسانی محدودتر می‌شود، راه دیگری باقی نمی‌ماند جز اینکه کیفیت، سلامت، مهارت و بهره‌وری هر فرد افزایش پیدا کند. بنابراین شاید یکی از متغیرهای مهم اقتصاد آینده ایران نه‌فقط تعداد افراد در سن کار، بلکه تعداد سال‌های سالم و مولد زندگی آنان باشد. در چنین شرایطی، پیشگیری از بیماری، تشخیص زودهنگام، مراقبت اولیه، کنترل بیماری‌های مزمن، سلامت روان و دسترسی عادلانه به خدمات سلامت دیگر صرفا سیاست‌های رفاهی نیستند. آنها بخشی از سیاست حفظ ظرفیت اقتصادی کشورند. هر سال سالمی که به زندگی یک انسان اضافه می‌شود، بالقوه یک سال بیشتر برای یادگیری، کار، تولید و مشارکت اجتماعی است. اما انسان سالم، به‌تنهایی، اقتصاد مولد نمی‌سازد. انسان باید بتواند یاد بگیرد و خود را با تغییرات اقتصاد تطبیق دهد. اینجاست که آموزش وارد معادله می‌شود. یکی از مشکلات اقتصادهای امروز این است که دانش با سرعتی بیشتر از گذشته تغییر می‌کند، اما نظام‌های آموزشی معمولا با همان سرعت تغییر نمی‌کنند. ممکن است فرد سال‌ها تحصیل کرده باشد، اما مهارتی که بازار کار امروز به آن نیاز دارد در اختیارش نباشد. ممکن است دانشگاه مدرک تولید کند، اما بنگاه نیروی انسانی مورد نیاز خود را پیدا نکند. در چنین شرایطی، مسئله فقط بیکاری نیست؛ اقتصاد هم‌زمان با کمبود نیروی ماهر و مازاد نیروی فاقد مهارت مورد نیاز مواجه می‌شود. بنابراین آموزش نیز باید از یک خدمت عمومی به یک زیرساخت بهره‌وری تبدیل شود؛ زیرساختی که به انسان امکان می‌دهد نه‌فقط یک شغل، بلکه توانایی یادگیری مداوم و سازگاری با تغییر را به دست آورد. از اینجا می‌توان رابطه‌ای را دید که معمولا در سیاست‌گذاری‌های جداگانه پنهان می‌ماند: سلامت، ظرفیت انسان را حفظ می‌کند؛ آموزش، توانایی او را می‌سازد و نوآوری و فناوری، این توانایی را به ارزش اقتصادی تبدیل می‌کنند. اینها سه سیاست جداگانه نیستند؛ سه مرحله از یک زنجیره رشدند. فناوری نیز در این میان نقشی دوگانه دارد.  

از یک سو می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد و از سوی دیگر، اگر بدون اصلاح ساختارها به کار گرفته شود، فقط شکل جدیدی از همان ناکارآمدی قبلی را بصورت بوروکراتیک ایجاد می‌کند. این مسئله را به‌خوبی می‌توان در تحول دیجیتال سلامت دید.

دیجیتالی‌شدن سلامت زمانی ارزشمند است که دسترسی مردم به خدمات را افزایش دهد، تشخیص را سریع‌تر کند، اطلاعات بیمار را در زمان مناسب در اختیار پزشک قرار دهد، از مراجعات غیرضروری بکاهد و امکان مراقبت مستمر را حتی خارج از بیمارستان فراهم کند. اما اگر هر دستگاه سامانه خود را ایجاد کند و داده‌ها در جزیره‌های جدا باقی بمانند، صرفا اطلاعات بیشتری تولید کرده‌ایم، نه نظام سلامت کارآمدتر. اگر خدمات آنلاین شوند اما سالمندان، مناطق محروم یا گروه‌های کم‌برخوردار نتوانند از آنها استفاده کنند، فناوری حتی می‌تواند شکاف جدیدی ایجاد کند. بنابراین مسئله، دیجیتالی‌کردن سلامت نیست؛ بازطراحی سلامت با استفاده از فناوری دیجیتال است.
همین منطق درباره آموزش نیز صدق می‌کند. قرار نیست فناوری فقط کلاس درس را از شکل حضوری به آنلاین منتقل کند. ارزش واقعی زمانی ایجاد می‌شود که فناوری بتواند دسترسی به آموزش باکیفیت را گسترش دهد، مهارت‌ها را متناسب با نیاز بازار کار به‌روز کند و یادگیری را از یک دوره محدود در جوانی به فرایندی مستمر در طول زندگی تبدیل کند.
در اینجا دوباره به مفهوم «تخریب خلاق» بازمی‌گردیم. نوآوری قرار نیست فقط فرایندهای قدیمی را سریع‌تر کند؛ گاهی باید آنها را کنار بزند. اگر یک فرایند ناکارآمد است، دیجیتالی‌کردن آن الزاما اصلاح نیست. اگر یک مدل آموزشی دیگر پاسخ‌گوی نیاز اقتصاد نیست، انتقال همان محتوا به یک پلتفرم آنلاین تحول محسوب نمی‌شود و اگر مدل درمانی پرهزینه‌ای می‌تواند با پیشگیری و مراقبت اولیه جایگزین شود، افزایش ظرفیت همان مدل قدیمی لزوما پیشرفت نیست.
مدرن‌سازی یعنی بازطراحی گذشته، نه دیجیتالی‌کردن آن.
از این منظر، برنامه هفتم را می‌توان با یک سؤال متفاوت خواند. وقتی از رشد، بهره‌وری، جمعیت، سلامت، آموزش و فناوری صحبت می‌کنیم، آیا آنها را اجزای یک سیستم واحد می‌بینیم یا همچنان هرکدام را در قلمرو یک دستگاه و یک بودجه جداگانه دنبال می‌کنیم؟
اگر قرار است ۳۵ درصد رشد اقتصادی از بهره‌وری بیاید، باید بپذیریم که بهره‌وری فقط از ماشین‌آلات و سرمایه فیزیکی حاصل نمی‌شود. انسانی که سالم‌تر است، مهارت بیشتری دارد، امکان یادگیری مستمر دارد و می‌تواند از فناوری استفاده کند، خود یکی از مهم‌ترین منابع بهره‌وری است.
مشکل اینجاست که ارزش این سرمایه در حساب‌های معمول اقتصادی به‌سادگی دیده نمی‌شود. هزینه پیشگیری در بودجه سلامت ثبت می‌شود، اما سال‌های کاری که به دلیل آن حفظ شده‌اند در همان حساب دیده نمی‌شوند. هزینه آموزش در بودجه عمومی ثبت می‌شود، اما افزایش بهره‌وری فردی که سال‌ها بعد حاصل می‌شود، در همان ردیف بودجه قابل مشاهده نیست. هزینه زیرساخت دیجیتال نیز ممکن است در یک دستگاه ثبت شود، در حالی که بخش عمده صرفه‌جویی حاصل از آن در دستگاه دیگری اتفاق بیفتد. اقتصاد واقعی اما این مرزهای اداری را نمی‌شناسد.
به همین دلیل، شاید یکی از تغییرات ضروری در سیاست‌گذاری توسعه ایران، عبور از «برنامه دستگاه‌ها» به سمت برنامه ظرفیت‌های کشور باشد. سلامت فقط مسئولیت وزارت بهداشت نیست؛ آموزش فقط مسئله وزارت آموزش‌وپرورش و دانشگاه‌ها نیست؛ فناوری فقط موضوع وزارت ارتباطات نیست و نوآوری نیز فقط در شرکت‌های دانش‌بنیان اتفاق نمی‌افتد. همه اینها باید در خدمت یک هدف بزرگ‌تر قرار گیرند: افزایش توان کشور برای خلق ارزش.
در چنین نگاهی، سؤال سیاست‌گذار دیگر فقط این نیست که چه مقدار بودجه به سلامت، آموزش یا فناوری اختصاص داده شده است. سؤال مهم‌تر این است که این منابع چه تغییری در زندگی و توان اقتصادی مردم ایجاد کرده‌اند.
آیا سال‌های سالم زندگی افزایش یافته است؟ آیا غیبت ناشی از بیماری کاهش پیدا کرده است؟ آیا فارغ‌التحصیلان مهارت‌های مورد نیاز بازار کار را دارند؟ آیا نیروی کار می‌تواند در طول زندگی خود مهارت‌های جدید بیاموزد؟ آیا فناوری هزینه و زمان ارائه خدمات را کاهش داده است؟ آیا بنگاه‌های جدید می‌توانند وارد بازار شوند و روش‌های ناکارآمد را کنار بزنند؟
اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن نباشد، ممکن است منابع زیادی هزینه کرده باشیم، اما هنوز ظرفیت کافی برای رشد ایجاد نکرده باشیم.
به همین دلیل، شاید لازم باشد درباره هدف هشت‌درصدی برنامه هفتم نیز از زاویه دیگری صحبت کنیم. مسئله فقط این نیست که آیا می‌توانیم به این عدد برسیم یا نه. مسئله این است که آیا در حال ساختن اقتصادی هستیم که توانایی رشدکردن داشته باشد؟
رشد پایدار محصول یک تصمیم یا یک بودجه نیست.

حاصل زنجیره‌ای از ظرفیت‌هاست: انسان باید سالم بماند، آموزش ببیند، مهارت کسب کند، امکان یادگیری دوباره داشته باشد، به فناوری دسترسی پیدا کند و در محیطی فعالیت کند که نوآوری و رقابت در آن امکان‌پذیر باشد. در نهایت نیز حکمرانی باید بتواند این اجزا را به جای آنکه در جزیره‌های جداگانه اداره کند، در یک مسیر مشترک قرار دهد. شاید به همین دلیل، مهم‌ترین مسئله برنامه هفتم نه خود عدد هشت درصد، بلکه ساختن موتور تولید رشد باشد. موتوری که سوخت آن فقط سرمایه و منابع طبیعی نیست؛ سلامت انسان، کیفیت آموزش، مهارت، فناوری، نوآوری، رقابت و حکمرانی کارآمد نیز اجزای آن هستند.
اگر چنین نگاهی شکل بگیرد، سلامت دیگر هزینه‌ای برای زمانی که انسان بیمار می‌شود نیست؛ آموزش صرفاً مسیری برای گرفتن مدرک نیست؛ فناوری فقط خرید تجهیزات و ایجاد سامانه نیست و نوآوری نیز یک پروژه مقطعی نخواهد بود.
همه آنها به یک سؤال پاسخ می‌دهند: چگونه ظرفیت یک جامعه برای خلق ارزش را بیشتر کنیم؟
شاید اقتصاد ما بیش از آنکه به برنامه‌ای برای توزیع منابع نیاز داشته باشد، به برنامه‌ای برای ساختن ظرفیت نیاز دارد. ظرفیت انسان برای سالم‌ماندن، یادگرفتن، کارکردن و نوآوری‌کردن؛ و ظرفیت نهادها برای پذیرفتن تغییر و کنارگذاشتن روش‌هایی که دیگر کارآمد نیستند. در نهایت، شاید بهتر باشد به جای اینکه فقط بپرسیم «آیا رشد هشت‌درصدی محقق می‌شود؟» سؤال عمیق‌تری مطرح کنیم:
«چه انسانی، با چه سلامت، چه آموزش و چه مهارتی، در چه محیط اقتصادی و نهادی قرار است این رشد را ایجاد کند؟»
پاسخ به این پرسش، شاید مهم‌تر از خود عدد هشت درصد باشد.

منبع خبر ( ) است و پایگاه خبری بیمه 24 در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ( 6678 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره  90004519  پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری بیمه 24 مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.
لینک کوتاه خبر:
×
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط پایگاه خبری بیمه 24 در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.
  • نظرات و تجربیات شما

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    نظرتان را بیان کنید