دکتر وحید نوبهار نویسنده کتاب بیمه های عمر و سرمایه گذاری تغییرات اقتصادی، تورم، تحول الگوی مصرف خانوار، افزایش اهمیت پسانداز بلندمدت و تغییر رفتار نسل جدید، مفهوم بیمه زندگی را دستخوش تغییر کرده است. بیمههای زندگی در اقتصاد کنونی کشور دیگر نمیتوانند تنها در قالب یک بیمهنامه با تعهدات بلندمدت و جدولهای سنتی ارزش بازخرید تعریف شوند. امروز مشتری […]
نویسنده کتاب بیمه های عمر و سرمایه گذاری
تغییرات اقتصادی، تورم، تحول الگوی مصرف خانوار، افزایش اهمیت پسانداز بلندمدت و تغییر رفتار نسل جدید، مفهوم بیمه زندگی را دستخوش تغییر کرده است. بیمههای زندگی در اقتصاد کنونی کشور دیگر نمیتوانند تنها در قالب یک بیمهنامه با تعهدات بلندمدت و جدولهای سنتی ارزش بازخرید تعریف شوند. امروز مشتری میخواهد بداند منابعی که برای آینده کنار میگذارد، چگونه حفظ شده، با چه انعطافی و تا چه اندازه با واقعیتهای اقتصادی زندگی وی سازگار است. لذا از موضوعات مهمی که باید در سیاستگذاری صنعت بیمه مورد توجه قرار گیرد، توسعه بیمههای زندگی با رویکرد نوآورانه است که البته به طراحی چند محصول جدید محدود نشده و نیازمند بازنگری در شیوه تنظیمگری، فرایند تصویب محصولات، الگوهای سرمایهگذاری، شبکه فروش و رابطه فیمابین بیمهگر و بیمهگذار است.
سخنان اخیر رئیسکل بیمه مرکزی از زاویه مذکور شایسته توجه است. موسی رضایی در مراسم رونمایی از محصول جدید زندگی بیمه ملّت، سهم رشته بیمه زندگی را در صنعت بیمه بیش از ۳۵ درصد اعلام کرده و همزمان بر ضرورت ارائه محصولات جدید و متناسب با نیاز مردم تأکید کرده است. نکته مهمتر در سخنانوی تأکید بر این موضوع بود که بیمه مرکزی در مسیر ارائه محصولات جدید باید نقش تسهیلگر داشته باشد تا بیمه گران بتوانند متناسب با نیاز بازار، محصولات خود را سریعتر عرضه کنند. اگر نگاه رییس نهادناظر به رویکرد پایدار در سیاستگذاری تبدیل شود، نقطه شروع تحول مهمی در بازار بیمههای زندگی خواهدبود.
واقعیت آنست که تنظیمگری در صنعت بیمه بین دو ضرورت همواره در حرکت است: از یک سو حفظ حقوق بیمهگذاران و اطمینان از سلامت مالی شرکتها و از سوی دیگر، جلوگیری از آنکه مقررات به مانعی برای نوآوری تبدیل شود. توازن مد نظر در بیمههای زندگی اهمیت بیشتری دارد چرا که تعهدات آن بلندمدت است و محصول طراحی شده امروز ممکن است سالها با بیمهگذار همراه باشد. لذا تسهیل نوآوری به معنای کاهش نظارت نخواهد بود و نظارت هوشمند، ریسکمحور و متناسب با نوع محصول میتواند جایگزین فرایندهای سنتی و زمانبر شود. نهاد ناظر میتواند به جای تمرکز صرف بر شکل و ساختار محصول، بیشتر بر کفایت ذخایر، شفافیت اطلاعات، نحوه محاسبه منافع بیمهگذار، ریسکهای سرمایهگذاری، حاکمیت شرکتی و کیفیت مشاوره به مشتری تمرکز کند.
همچنین تجارب بین المللی ناظر به محصولات یونیت لینک در برخی بازارها گواهی می دهد که به یکی از عوامل رشد حقبیمههای زندگی تبدیل شده و بیمه گذاران در محصولات فوق امکان انتخاب راهبرد سرمایهگذاری خود را داشته و در مقابل، بخشی از ریسک سرمایهگذاری را نیز میپذیرند. معهذا نهادهای بینالمللی بر ضرورت مراقبت از حقوق بیمهگذاران و شفاف بودن ریسک محصولات یادشدهتأکید دارند. انجمن بینالمللی ناظران بیمه (IAIS) هم در برنامه ۲۰۲۶-۲۰۲۷خود، تغییرات ساختاری در صنعت بیمه زندگی، سرمایهگذاری در داراییهای جایگزین و پیامدهای نوآوری دیجیتال را از موضوعات مهم نظارتی دانسته که نویسنده بر این باور است که پیام روشن برای صنعت بیمه کشور دارد. نوآوری در بیمههای زندگی باید همزمان با ارتقای دانش مالی و بیمهای شکل بگیرد. اگر محصولی به بیمهگذار امکان انتخاب مسیر سرمایهگذاری میدهد، وی باید به زبان ساده بداند که هر مسیر چه سطحی از ریسک، بازده احتمالی و نوسان را به همراه دارد. اگر محصولی قرار است ارزش ذخایر بیمهنامه را در برابر تحولات اقتصادی مقاومتر کند، سازوکار آن باید شفاف باشد. اگر بیمه زندگی قرار است بخشی از نیاز خانوار به پسانداز و تأمین آینده را پاسخ دهد، شبکه فروش نیز باید از فروشنده صرف بیمهنامه به مشاور قابل اعتماد مالی و بیمهای تبدیل شود.
فلذا بیمه مرکزی علاوه بر صدور مجوز محصول، باید با ایجاد چارچوبهای مشخص برای محصولات نوآورانه، مسیر آزمون ایدههای جدید را هموار کرده و همراستا با آن، به استفاده گستردهتر از محیطسندباکس، چارچوبهای افشای ریسک، استانداردهای مقایسه محصولات و نظارت دادهمحور جامه عمل بپوشاند. موضوع حاضر در شرایط کنونی اقتصاد کشور اهمیت مضاعف دارد. بیمههای زندگی میتوانند از مسیرهای مهم تجهیز پساندازهای خُرد و تبدیل آن به منابع بلندمدت باشند لکن این ظرفیت زمانی بالفعل خواهدشد که محصول با نیاز واقعی خانوار تناسب داشته باشد. نمیتوان از مردم انتظار داشت منابع خود را برای سالهای طولانی در محصولی قرار دهند که در برابر تغییرات اقتصادی، انعطاف لازم را ندارد یا سازوکار منافع آن برایشان روشن نیست. از سوی دیگر، نوآوری نباید به معنای اضافه کردن پیچیدگی به بیمهنامه باشد. گاهی محصولی از نظر فنی نوآورانه است لکن برای مشتری قابل فهم نیست. نوآوری هنگامی واقعیست که پیچیدگی، پشت صحنه بماند و تجربه مشتری سادهتر شود. فناوری، داده، ابزارهای سرمایهگذاری و الگوهای جدید بیمهای باید به تصمیمگیری بهتر، شفافیت بیشتر و دسترسی آسانتر بیمهگذار منجر شوند.
از آنجا که رئیسکل بیمه مرکزی بر نقش شبکه فروش در مشاوره، مدیریت ریسک و ارتباط بین شرکت بیمه گر و مردم تأکید کرده و از سویی قرار است بیمههای زندگی نسل جدیدی از محصولات را تجربه کنند، شبکه فروش نیز باید متناسب با تحولات فوق آموزش تخصصی ببیند، چرا که فروش یک محصول سرمایهمحور و بلندمدت، با فروش یک بیمهنامه کوتاهمدت تفاوت ماهوی دارد.
نویسنده تاکید می کند که توسعه بیمههای زندگی علاوه بر افزایش نسبت در پرتفوی صنعت بیمه، هدف بزرگتری هم دارد که همانا ایجاد اعتماد عمومی به بیمه به عنوان ابزار مدیریت آینده مالی خانوار است. تحقق هدف مذکور به محصول مناسب، مقررات مناسب، شبکه فروش توانمند و البته نهاد ناظری نیاز دارد که همزمان مراقب ریسک باشد و از نوآوری هراسی نداشته باشد. پژوهش های اخیر بانک تسویه بینالمللی (BIS) نیز بر همین دوگانه تأکید دارد؛ نوآوری دیجیتال میتواند دسترسی به پسانداز و بیمه را افزایش داده لکن همزمان نیازمند چارچوبهای نظارتی برای کنترل ریسکهای جدید و حمایت از نوآوری مسوولانه است.
شایان توجه است که رونمایی از محصولات جدید بیمه زندگی، نشانه روشن از حرکت تدریجی صنعت بیمه کشور به سمت نسل نوین محصولات بیمه بوده و بنابرتوضیحات فرهادی پور، مدیرعامل بیمه ملت با امکان انتخاب مسیر سرمایهگذاری و در کنار پوششهای بیمهای طراحی شده و پس از طی مراحل لازم و دریافت مجوز بیمه مرکزی وارد بازار شده است. حتی اگر درباره موفقیت نهایی هر محصول قضاوت به عملکرد واقعی آن در صنعت واگذار شود لکن اصل شکلگیری محصولات نوین و تأکید رئیسکل نهادناظر بر ضرورت توسعه محصولات جدید، نشانه مثبت از حرکت صنعت به سمت بیمه زندگی منعطفتر، رقابتیتر و نزدیکتر به نیازهای واقعی جامعه خواهدبود.