دکتر وحید نوبهار بررسی گزارشهای بانکهای مرکزی، صورتهای مالی شرکتهای بزرگ تکافل، گزارشهای مؤسسات بینالمللی بیمه و مطالعات دانشگاهی مبیّن آنست که پاسخ به پرسش نوشتار حاضر نه کاملاً مثبت و نه کاملاً منفی است. صنعت تکافل در بسیاری از کشورها رشد قابل توجهی را تجربه کرده لکن رشد مذکور در همه بازارها و همه شرکتها یکسان نبوده است. عملکرد شرکتهای تکافل بیش از […]
بررسی گزارشهای بانکهای مرکزی، صورتهای مالی شرکتهای بزرگ تکافل، گزارشهای مؤسسات بینالمللی بیمه و مطالعات دانشگاهی مبیّن آنست که پاسخ به پرسش نوشتار حاضر نه کاملاً مثبت و نه کاملاً منفی است. صنعت تکافل در بسیاری از کشورها رشد قابل توجهی را تجربه کرده لکن رشد مذکور در همه بازارها و همه شرکتها یکسان نبوده است. عملکرد شرکتهای تکافل بیش از آنکه به ماهیت آن وابسته باشد، از اندازه بازار، کیفیت مدیریت، چارچوب نظارتی، ساختار سرمایه، شبکه فروش و توانایی کنترل هزینهها اثر پذیرفته است.
آنچه به چشم می آید اینست که بازار جهانی تکافل از نظر حجم حقبیمه، تعداد بیمهگذاران و تنوع محصولات روندی رو به رشد داشته است. رشد آن در شرایطی رخ داده که صنعت بیمه جهان نیز از افزایش نرخهای بهره، بهبود بازده سرمایهگذاری و افزایش تقاضا برای پوششهای بیمهای بهرهمند شده است.مؤسسه سوییس ری گزارش داده که فضای اقتصادی جهانی پس از دوره تورم و نوسانات مالی، به سمت افزایش سودآوری صنعت بیمه حرکت کرده و رشد درآمدهای سرمایهگذار همراه با افزایش تقاضا برای بیمههای زندگی، زمینه مناسبی برای توسعه بازارهای بیمه فراهم آورده است. شرایط مذکور برای شرکتهای تکافل نیز فرصت مناسبی ایجاد کرده چرا که بخش قابل توجهی از فعالیت آنها در حوزه بیمههای عمر، درمان و پساندازی متمرکز است.
اینحا باید به توانایی هر صنعتی در جذب و حفظ مشتریان اشاره کرد که از شاخص های اصلی موفقیت محسوب می شود. شواهد موجود برخلاف برخی برداشتها از ریزش گسترده مشتریان در صنعت تکافل حکایت نمیکند. در اغلب بازارهای اصلی تعداد بیمهگذاران و حجم مشارکتهای بیمهای افزایش یافته است. رشد جمعیت مسلمان با درآمد متوسط، توسعه بانکداری اسلامی، گسترش فروش محصولات بیمه از طریق شبکه بانکی، افزایش آگاهی عمومی نسبت به مدیریت ریسک و همچنین دیجیتالی شدن خدمات مالی مهمترین عوامل روند فوقبه شمار میروند. در مالزی، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و اندونزی تکافل از محصول حاشیهای بیرون آمده، به بخشی از نظام مالی رسمی تبدیل شده و سهم قابل توجهی از بازار بیمه را در اختیار دارد. تغییر فوق الذکر سبب شده که شرکتهای بزرگ تکافل بتوانند دامنه فعالیت خود را توسعه داده و به بیمه درمان، بیمه عمر، سرمایهگذاری، بازنشستگی و پوششهای ویژه کسبوکار وارد شوند.
با وجود آنچه که گفته شد، رشد تعداد مشتریان به معنای فقدان چالش نیست. تجربه مالزی با گزارش ثبات مالی Bank Negara Malaysia نشان داده که افزایش هزینه خدمات درمانی و رشد پرداخت خسارات پزشکی در نیمه دوم سال ۲۰۲۴ موجب کاهش سودآوری صندوقهای بیمه عمر و تکافل خانوادگی شد. هرچند سودآوری کل سال نسبت به سال قبل همچنان افزایش یافت لکن فشار ناشی از تورم درمان سبب شد بسیاری از شرکتها ناچار به بازنگری در نرخهای مشارکت و طراحی محصولات خود شوند. فلذا حتی بازارهای بالغ تکافل نیز از فشارهای اقتصادی و افزایش هزینه خسارت مصون نبوده و موفقیت آنها مستلزم اصلاح مستمر مدلهای قیمتگذاری و مدیریت ریسک است.
بدیهی است سودآوری، مهمترین معیار ارزیابی عملکرد شرکتهای تکافل است. با بررسی صورتهای مالی شرکتهای بزرگ مشخص می شود که بسیاری از اپراتورهای بزرگ تکافل به سودآوری پایدار رسیدهاند. گروه MNRB Holdingsدر مالزی که در حوزه بیمه اتکایی، رتکافل و تکافل فعالیت میکند، در سال مالی ۲۰۲۴ بهترین عملکرد مالی تاریخ خود را ثبت کرد. سود خالص این گروه بیش از سه برابر افزایش یافت و رشد قابل توجه درآمدهای بیمهای، عملکرد مطلوب سرمایهگذاری و بهبود نتایج فنی از عوامل اصلی این موفقیت بودند. همزمان حجم حقبیمه و مشارکتهای دریافتی نیز رشد چشمگیری را تجربه کرد. باید گفت شرکتهای تکافل در صورت برخورداری از مقیاس مناسب، مدیریت حرفهای و پرتفوی متنوع میتوانند از نظر مالی کاملاً رقابتپذیر باشند. نگاهی به عربستان که بزرگترین بازار تکافل جهان به شمار میرود نیز نشانگر آنست کهطی سالهای گذشته شاهد افزایش سود تجمیعی صنعت بیمه بوده است. توسعه بیمه درمان اجباری، گسترش بیمههای مرتبط با پروژههای بزرگ اقتصادی، افزایش ضریب نفوذ بیمه و اصلاحات اقتصادی در چارچوب چشمانداز ۲۰۳۰زمینه رشد درآمد شرکتهای بیمه گر و نیز تکافل را فراهم کرده است. البته برخی شرکتها سودهای قابل توجهی ثبت کرده در حالی که تعدادی از شرکتهای کوچکتر همچنان با زیان یا نوسان سودآوری روبهرو هستند. موضوع یادشدهنشان میدهد که موفقیت در صنعت تکافل بیش از آنکه نتیجه ماهیت الگوی بیمه گری باشد، به کیفیت مدیریت، کنترل خسارت، سرمایه کافی و توانایی رقابت وابسته است.
از نکات قابل توجه در ارزیابی صنعت تکافل آن است که بسیاری از معضلات آن همان چالشهایی هستند که شرکتهای بیمه گر متعارف نیز با آنها مواجهاند. افزایش خسارتهای درمانی، تورم، کاهش بازده برخی بازارهای مالی، نوسان نرخ بهره و افزایش هزینههای عملیاتی، سودآوری همه شرکتهای بیمه گر را تحت تأثیر قرار میدهد. تفاوت اصلی آن است که شرکتهای تکافل علاوه بر این عوامل باید هزینههای مربوط به انطباق شرعی، ساختارهای نظارتی اختصاصی، هیاتهای فقهی و طراحی قراردادهای منطبق با اصول شریعت را نیز تحمل کنند. هزینههای فوق برای شرکتهای کوچکتر سهم بیشتری از مخارج عملیاتی را تشکیل داده و دستیابی به سودآوری را دشوارتر میسازد. فلذا مطالعات اقتصادی بر اهمیت صرفههای ناشی از مقیاس در صنعت تکافل تأکید کردهاند. شرکتهای بزرگ به دلیل حجم بالاتر پرتفوی، تنوع بیشتر ریسکها، هزینه اداری کمتر به ازای هر بیمهنامه و قدرت سرمایهگذاری بالاتر اغلب عملکرد مالی بهتری دارند. در سوی دیگر شرکتهای کوچک در بازارهای محدود اغلب با نسبت هزینه بالا، پرتفوی کمتنوع و ضعف در مدیریت ریسک مواجه میشوند. طبیعی است که پیامد آن ادغام، خرید توسط شرکتهای بزرگتر یا خروج از بازار است که در بسیاری از صنایع بیمه جهان نیز مشاهده میشود. نکته مهم دیگر آن است که استقبال از تکافل فقط ریشه در انگیزههای مذهبی ندارد. رفتارکاوی مشتریان موید آنست که کیفیت خدمات، سرعت پرداخت خسارت، قیمت مناسب، سهولت خرید و اعتبار شرکت در تصمیم مشتریان نقش تعیینکننده ای دارد. اگر شرکت تکافل در بازارهای رقابتی نتواند خدماتی همسطح یا بهتر از بیمه متعارف ارائه کند، صرف انطباق با موازین شرعی برای حفظ مشتری کافی نخواهد بود. لذاشرکتهای موفق تکافل سرمایهگذاری گستردهای در تحول دیجیتال، فروش برخط، داده کاوی، هوش تجاری و بهبود تجربه مشتری انجام دادهاند. بنابراین باید گفت بر اساس شواهد موجود صنعت تکافل را نمیتوان شکستخورده یا فاقد آینده دانست. بالعکس در بازارهای بزرگ اسلامی توانسته است جایگاه خود را تثبیت کرده، مشتریان بیشتری جذب کند و در بسیاری از موارد به سودآوری پایدار برسد. معهذا عملکرد همه شرکتهای تکافل یکسان نبوده و شرکتهایی که از سرمایه کافی، مدیریت حرفهای، مقیاس اقتصادی مناسب، محصولات متنوع و زیرساختهای فناورانه برخوردار بودهاند، رشد مطلوبی را تجربه کردهاند در حالی که شرکتهای کوچک و بازارهای کمعمق با فشار هزینه، رقابت شدید و محدودیتهای ساختاری روبهرو شدهاند. فلذا موفقیت یا ناکامی شرکتهای تکافل بیش از آنکه به ساختار مشارکتی این الگو وابسته باشد، به کیفیت حکمرانی شرکتی، بلوغ بازار، سیاستهای نظارتی و توانایی سازگاری با تحولات اقتصادی بستگی دارد. واقعیتی که بدان اشاره شد، مهمترین درس برای کشورهایی است که توسعه تکافل را به عنوان بخشی از آینده صنعت بیمه خود دنبال میکنند.